سایت داغ در روزهای داغ

سلام
من هم به نوبه خودم خوشحالم که ورژن جدید سایتمون راه افتاد. مخصوصا اینکه در این روزها و شب‌های خیلی داغ و نفس‌گیر (هم از نظر آب و هوایی و هم از نظر فوتبالی) اتفاق افتاد 😎.  فکر کنم معلوم شد که یکی از علایق من مثل خیلی از جوان‌ها ، فوتبال هست. البته شاید زیاد هم خودم فوتبال بازی نکنم ولی از تماشای فوتبال لذت می‌برم. به نظرم خیلی حیفه که از حساس‌ترین و هیجان‌انگیزترین تورنومنت جهان حرفی نزنم. امروز و مخصوصا فردا از داغ‌ترین و حساس‌ترین روزهای فوتبالی در دنیا هست. چون بازی رده‌بندی و فینال جام جهانی برگزار می‌شه. البته که تیم ملی کشورمون با اقتدار در گروه مرگ حذف شد. هر چند می‌تونستیم نتیجه بهتری بگیریم و بیشتر تاریخ سازی کنیم.

از علاقه‌های دیگه‌ای که مثل اکثر جوان‌های دیگه از زمان بچگی‌ام داشتم، کامپیوتر هست. زمان بچگی کامپیوتر برای من نقش کنسول‌های بازی رو داشت. کم‌کم فهمیدم ازش می‌شه استفاده‌های بیشتری هم کرد. علاقه‌ام به کامپیوتر باعث شد رشته دانشگاهیم کامپیوتر باشه و در همون ترم ۱ به برنامه‌نویسی علاقه زیادی پیدا کردم و این علاقه هر ترم با یاد گرفتن زبان‌های مختلف برنامه‌نویسی بیشتر هم می‌شد. در بین اونا به برنامه‌نویسی PHP و Android بیشتر علاقه‌مند شدم. الان هم حدود ۲ سال هست که با مودل آشنا شدم و تو تیم فودل مشغول به کارم.

کار کردن با مودل برای من لذت‌بخشه. ساختار منظم و ماژولاری که داره به من به‌عنوان یه برنامه‌نویس اجازه می‌ده با نوشتن پلاگین‌های جدید، امکانات متنوعی بهش اضافه کنم. در عین حال بسیار وسیع هست و هر چی بیشتر واردش بشیم نکات جدیدی رو یاد می گیریم. یکی از جذابیت‌های کار من، وقت‌هایی هست که نسخهٔ جدید مودل منتشر می‌شه. برام جذاب هست که ببینم چه امکاناتی اضافه شده، چه API هایی تغییر کرده، و چه توابعی deprecate شده. خلاصه اینکه کار هیچوقت یکنواخت و خسته‌کننده نمی‌شه.

مودل و پداگوژی (علم تعلیم و تربیت)

هر وقت برای ارائه (present) و معرفی مودل جایی می‌رم یا دعوت می‌شوم، حتما روی این نکته تاکید می‌کنم که مودل صرفا از دید یک مهندس طراحی نشده، بلکه در این پروژه، پداگوژی (علم و هنر یاد‌دهی و یادگیری) یک اصل است.

و برای ما که از مودل استفاده می‌کنیم، خیلی مهم است که درک کنیم نرم‌افزاری که به عنوان یک سیستم مدیریت یادگیری (LMS) طراحی و شناخته می‌شود، چقدر مفاهیم و مسائل یادگیری و یاددهی در طراحی‌اش در نظر گرفته شده است و در نظر گرفته می‌شود. و مهمتر اینکه با این مفاهیم و شیوه‌ها آشنا شویم تا بهره‌وری بالاتری از چنین نرم‌افزار قدرت‌مندی داشته باشیم.

بذارید مثال بزنم، برای مهندس‌ها خیلی ایده‌آل است که هرچیزی در دسته خودش قرار بگیره، حدس می‌زنم به خاطر تفکر و شیوه اندیشیدن در الگوی برنامه‌نویسی شی‌گرا، این موضوع می‌تونه دو‌چندان بشه و حتی تصور بشه که باید چنین باشد. مثل کمد لباسی یا جعبه ابزار، دوست داریم همه چیز رو طبقه‌بندی کنیم و منظم. من که خیلی این نظم رو دوست دارم. ولی….

ولی نتیجه اینطوری فکر کردن و درک سیستم مدیریت یادگیری به شکل کمد لباسی یا جعبه ابزار، اینطور جلوه می‌کنه که مثلا تکلیف‌ها همه یکجا باشه، آزمون‌ها یکجا، منابع مطالعه یکجا، نمره‌ها یکجا و … شاید یک جوری مکانیکی دیدن آموزش که اصلا اوضاعی میشه… 😁

به زبانی دیگه میشه گفت (یا حداقل من اینطور می‌فهمم) در تفکر مرسوم مهندسی، همه چیز اشیاء (object) هستند که کار مخصوص به خودشون را با کمک توابع (function) انجام می‌دهند. ولی در بحث آموزش (education) و یادگیری (learning) و‌ تدریس (teaching) خیلی مهم است که درک درستی از مفهموم فرآیند (process) داشته باشیم. چرا که در آموزش با مفهوم «فرایند یادگیری» سر و کار داریم که در حداقل‌ترین حالتش عبارت است از «تعامل» فعال، میان فراگیر، محتوا و مدرس.

اینطوری دیدن و فهمیدن، یعنی استفاده از مودل را در پرتو یک فرایند یادگیری ملاحظه کردن باعث میشه ازش واقعاً بهره درست ببریم و آن وقت است که به قدرت مودل پی می‌بریم.

در مودل این «فرایند» مهم است. و برای همین در آموزش‌هایم در طراحی یک دوره آموزشی آنلاین، روی این موضوع تاکید می‌کنم و کار می‌کنم تا نتیجه بهتری گرفته بشود. البته گاهی مقاومت هست 😊 و گاهی هم پذیرفتنش و فهمیدنش چون عادت فکری‌مان نیست سخت میشه، که خوب باید کار کرد.

حالا، اینکه بعضی‌ها می‌گن با مودل نمی‌شه راحت کار کرد چون خیلی معلوم نیست تکالیف کجاست، آزمون‌ها کجاست و …. (البته که در مودل می‌تونید چیزها را دسته بندی شده هم دید و بهش دسترسی داشت) یا اینکه کل مودل را در این می‌بینند که چند تا محتوا بذاری و آخرش یک آزمون نهایی یا فوقش چندتا آزمون تستی وسط فایل‌های pdf و فیلم و بسته‌های scorm قرار بدی، و مثل این… باید کمکشون کرد تا این مفاهیم جا بیفته، تا تجربه جدید و لذت‌بخشی رو از مودل کسب کنند‌.

درسته که هم با دوچرخه و‌ هم اتومبیل میشه از خونه به سرکار رفت، یا BMW شانسی بلند و ژیان هر دو ماشین هستند، ولی … از BMW بیشتر از یک ژیان می‌شه لذت برد. 😎

خلاصه مودل در طراحی و اجرا واقعاً رفیق و همدم تعلیم و تربیت است.

ذکر همه یا قسمتی از مطالب با ذکر منبع و لینک، بلامانع است.

به بهانهٔ نوسازی سایت

سلام. اینم از سایت جدید که بالاخره تموم شد.

یادمه یه زمانی فکر می‌کردم سایت آموزش آنلاین یعنی فضایی که اساتید می‌تونن ویدیوهاشون، کتاب و جزوه‌هاشون و نمونه سؤالاتشون رو توش آپلود کنن تا به‌جای اینکه هر بار پرینت کنن و تو کلاس پخش کنن، دانشجوها بتونن همیشه و هر جا بهشون دسترسی داشته باشن. البته این نحوهٔ تفکر به این دلیل شکل گرفته بود که سایت‌های آموزش آنلاین دانشگاه‌ها و مؤسساتی که باهاشون در ارتباط بودم دقیقا به همین صورت بودن. یعنی شکل و شمایل جذابی داشتن، اما کاربردشون عملا فقط فراهم کردن یک سری لینک به مواد درسی بود.

اولین بار که وارد محیط مودل شدم همه چیز فرق داشت. از اون زرق‌وبرق‌ها خبری نبود. انگار وارد یه مدرسه دولتی شده باشی. اما از اون مدرسه‌های دولتی که نمونه مردمی هستن و کارشون درسته. سمت چپ تابلوی اعلانات بود و خبرها و اتفاقات رو نوشته بود. یه تقویم هم بود که برنامه‌های امتحانات و تکالیف رو یادآوری می‌کرد.

برنامهٔ درسی رو برام لیست کرده بودن و معلوم بود تو کدوم کلاس‌ها باید شرکت کنم. تو هر کلاسی که وارد می شدم، استاد درس خوش‌آمدگویی می کرد و خودشو معرفی می کرد. مطالب درسی هر هفته رو مشخص کرده بود و برنامهٔ ترم رو بهمون می‌گفت. همکلاسی‌ها رو هم می‌تونستم توی قسمت شرکت‌کننده‌ها ببینم. باهاشون بحث و گقتگو کنم و یا حرف‌های خصوصی رد و بدل کنم. استاد تکلیف می‌داد و مهلت ارسال تعیین می‌کرد و حتی بعضی اساتید تکلیف رو تصحیح می‌کردن و برام کامنت می‌ذاشتن که چطوری بهترش کنم.

خلاصه اینکه اینجا بود که فهمیدم یه سایت آموزش آنلاین این قابلیت رو داره که کاملا نقش یه مدرسهٔ مجازی رو ایفا کنه و همهٔ اتفاقاتی که در یک محیط آموزشی حضوری رخ می‌ده رو شبیه سازی کنه.

خب اینا رو گفتم که بگم چرا خوشحالم که سایتمون رو نوسازی کردیم. آخه این مدرسهٔ دولتی نمونه گاهی باید یه رنگی به دیواراش بزنه و یه دستی هم به سر و روی غذاخوریش بکشه. البته این بار اتاق پذیرش رو هم مبلمان کردیم تا حسابی بهتون خوش‌آمد بگیم و در خدمتتون باشیم.

من و مودل

خب اینم از سایت جدید… خداییش خیلی بهتر شد. به‌خصوص اینکه حالا بخش وبلاگ هم داره و می‌شه در مورد اتفاقای فودلی و سایر موارد مرتبط نوشت… و به‌خصوص برای من که نوشتن را خیلی دوست دارم.
خوب از کجا شروع کنم؟ پست اول معمولا کار سختی است. فکر می‌کنم چون وقتی می‌خواهی یک شروع را آغاز کنی، احتمالا باید یه‌کم وسواس هم داشته باشی.

برای اینکه بدونی از کجا شروع کنی باید بدونی از کجا اومدی. و برای من، در اینجا بهتره بگم مهمه که از کجا شروع کرده بودی. خوب از کجا شروع کرده بودم؟

فکر کنم ۱۲ سال شده از زمانی که با مودل آشنا شدم. اوه نه! شایدم بیشتر! خود مودل می‌گه تا الان ۱۲ سال و ۲۴۵ روز از زمانی که اولین بار به سیستم مودل پیوستم، گذشته… چقدر زمان زود گذشت باورم نمی‌شه. حتی باید عقب‌تر هم رفت… یادش به‌خیر وقتی تازه با سیستم عامل dos 6.22 شروع کردم و یک برنامه‌ای از مجموعه commandهای dos توی یک batch فایل نوشتم که کار دفتر تلفن را می‌کرد و امکان جستجو و ثبت شماره افراد را داشت. یا موقعی که سعی می‌کردم محیط commandی مشکی رو کمی رنگی کنم. و بعدش ویندوز ۳٫۱ و ویندوز ۹۵… یا برنامه نویسی با QBasic … صدای قیژقیژ مودم برای وصل شدن به شبکه اینترانت محلی… کامپیوترهای دو سرعته و …  چه سرعت پیشرفت بالا رفته… روزبه‌روز… همه یادگیری‌های این سال‌ها من رو به اینجا کشوند که ببینم کجا من و آموزش و کامپیوتر (تکنولوژی رایانه‌ای) به هم پیوند می‌خوریم برای یادگیری بهتر… آخه تدریس و آموزش را هم دوست دارم، بهم کمک می‌کنه بیشتر کشف کنم. کشف کردن خیلی لذت بخشه… نیست؟ به‌خصوص برای من که توی یک شهرستان در جنوب شرقی ایران زندگی می‌کردم و معمولا تکنولوژی دیرتر می‌رسد به اونجا، کشف دنیای جدید و در حال پیشرفت و تبدیل تخیل‌های بشر به واقعیت.

اما نرم‌افزار جالب و دوست داشتنی مودل که از محیط استرالیاست ربطش به من چیه؟ شاید بچه‌های دهه ۵۰ یا ۶۰ یادشون باشه فیلم اسکیپی.. همون کانگورو معروف و پسری که با رادیو درس می‌خوند… توی استرالیا دسترسی به آموزش به‌خاطر محیط‌های دور از هم، یک چالشی را به وجود آورد که چطور از تکتولوژی برای آموزش می‌شه استفاده کرد. خیلی ایده‌اش را دوست داشتم. به به… تو خونه‌ای باشی در دل طبیعت بکر و  درس خوندن هم همونجا باشه… نه به این صورت کارخونه‌ای که ما درس خوندیم.  فکر کن ۴۰ نفر سر یک کلاس، تازه شیفت عصر هم باشی… خوب شد تموم شد. حالا به هر صورت استرالیایی‌ها ظاهرا این نیاز را تبدیل به یک فرصت کردند. از جمله همین آقای دوگیاماس.

اوایل که اینترنت نبود رادیو یا ارسال پاکت های درسی، در آموزش از راه دور یک تکنولوژی محسوب می‌شد. بعدشم تلفن یا تلکس کمی تعاملی‌‌اش می‌کرد… و خوب آموزش یک‌طرفه خیلی جالب نیست. مثل اینکه بشینی توی اتاق کتاب بخونی… تعامل هم مهم است. و البته یک اصل در یادگیری است. اما حالا اینترنت هست و مودل هم هست: آموزش تعاملی به کمک تکنولوژی (و هر دو در شیوه‌ها و ابزار، در حال پیشرفت و توسعه)

مودل، خوب از پسش بر اومده و من دوستش دارم… تبدیل دنیای سیاه‌وسفید آموزش به یک دنیای رنگی… احتمالا باید یک تی‌شرت بگیرم که روش نوشته: I moodle

سلام دنیا!

بالاخره اون شنبه‌ای (جمعه‌ای) که قرار بود اول ماه باشه رسید و سایت ما هم نونوار شد. البته تقصیر خودش هم بود. کار می‌کرد و اعتراضی هم نداشت. زمانه هم زمانه‌ای هست که تا اعتراض نکنی، کسی به یادت نمی‌افته.

خلاصه این شد که آپدیت شدن و دستی به سر و روی سایت کشیدن این همه سال به تاخیر افتاد. خود پروژهٔ آپدیت کردن و طراحی سایت جدید هم البته کم پروژه ای نبود. بیشتر از ۲ سال طول کشید! از بس که مرتب کارهای دیگه پیش می‌اومد و ما هم انگار بنا نیست ۲ روز بتونیم با خیال راحت زندگی کنیم. همش ددلاین (zarbol ajal) پشت ددلاین! خلاصه ماحصل ۲ سال تلاش پر وقفه ولی شبانه‌روزی شده این چیزی که می‌بینید. بد هم نشده. یعنی خودمون که خوشمون اومده.

قسمت وبلاگ هم تو سایتمون راه‌اندازی کردیم تا یه کمی خودمونی‌تر با ما آشنا بشید. البته امیدوارم ما رو ببخشید که کامنت رو غیرفعال می‌کنیم. پروژهٔ وبلاگ در واقع یه جورایی آزمایشی راه‌اندازی شده. راستش نه فرصت داریم که مرتب بهش سر بزنیم و نه وبلاگ‌نویس هستیم. نمی‌تونیم برای بازبینی و تایید کامنت‌ها وقت بذاریم و اگه کامنت‌ها آزاد باشه هم احتمالا بعد از ۲ هفته حجم اسپم‌های سایتمون از مطالب اصلی بیشتر خواهد شد. البته همچنان مثل همیشه از طریق صفحهٔ تماس با ما می‌تونید با ما در ارتباط باشید.

این هم اولین بلاگ این سایت.

سلام دنیا!